تبليغاتX

منبع کد اهنگ

دفتر عشق

دفتر عشق

سلام

ببخشید دیر اومدم آخه کنکوریم

معذرت می خوام به خاطر قضاوت اشتباهم................

من گفتم دو تا دوست صمیمی دارم که یه چیزایی میدونن.........ولی به قران حرفای تو چتمونو اصلا و من در مورد قصد ازدواج اصلا حرفی به اونا نزدیم قسم می خورم

بعدش این بیشعور رازدار بود خیر سرش حالا رفته همه چیو گذاشته کف دس شوهرش ......... به من گفت هیچی نگفتم بهش به خدا .....و اون اطلاعاتو به من داد ..........

حساب جفتشونو می زارم کف دستشون وایساااااااا

پسر خوب میدونستم تو پسر خوبی هسی

ولی عزیزم حرفمو باور کن من هیچی در مورد خودمون بهشون نگفتم...........قسم............حالا هی بگو جلو زبونتو نگرفتی ....................دلت میاد نه دلت میاد به من اینجوری بگییی؟

تو که با من خوب بودی ........... چرا یهو بد اخلاق شدی ..........

هنوزم دوستت دارم ..................قول میدم این دوتارو هم آدم کنم

+نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت14:7توسط من و تو | |

عزیزم....تو حتی از خودتم دفاع نمیکنی ............!!!

یعنی حرف راست که دیگه دفاع کردن نداره

چرا نمیایی بگی همه ی اینا دورغه هان

میدونم میایی نت

چرا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت11:12توسط من و تو | |

سلام

چه خیال باطلی

من نمی گم در حق من نامردی کردی نه

من که انتظاری ازت نداشتم

تو وقتی قصد داشتی با دوست دختر اصفهانیت ازدواج کنی .......... بهش نامردی کردی که با منم دوست شدی

منظور من این بود

حالا هنوزم باید رک تر بگم

امیدوارم یه دفعه هم که شده آنلاین بشیو اینو بخونی

همیشه خوشبخت باشیو موفق ...... همیشه تورو جدا از آدمای دیگه می دیدم...متفاوت...اما سخت در اشتباه بودم

+نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت16:51توسط من و تو | |

سلام

رمز همون رمز قبلیه..........شاید رمز رو  اشتباه زدی .........آخه دیگه حواست نیست...........ما که دیگه مهم نیستیم ..........اونکه مهمه یکی دیگه است ...........خدا نکنه ببینمش چون خفه اش می کنم

 

اگه یه روز اینو خوندی ........شاید دیگه هیچ وقت نیایی این وبلاگ...........

شاید واسش وبلاگ ساختی

دوتایی با هم توی اون آن می شین

امیدوارم لیاقتتو داشته باشه

 می خواستم آف بزارم یاهوم باز نشد

+نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت15:2توسط من و تو | |

دوباره بازیچه شدم توی تئاتر زندگی

تو این نمایشنامه دل شکسته شد به سادگی

نقش نبودن واسه توست نقش شکستن واسه من

صندلی خالی از تو شد ای بی صدا حرفی بزن

یادت و نبودنت ، رفتم و تنها تر شدم

توی تئاتر زندگی بغض یه بازیگر شدم

خورشیدمون کاغذی بود فقط دکور بود و همین

گلوله های برفیمون آب نشدن روی زمین

پرده به آخرش رسید تکرار تلخ خواهشم

رو صحنه ای تو حالا من غمگین ترین نمایشم

+نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت13:6توسط من و تو | |

باران ببار که این دفعه بد جور دلم هوای یارم کرده..........

+نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت20:16توسط من و تو | |

+نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت13:54توسط من و تو | |

 

هرسال تو همچین روزی هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن

از خودم مي پرسيدم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟….

و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که  زمينوبا گامهاي مهربونش نوازش کرد

تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….

تولدت مبارک

+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت7:39توسط من و تو | |

مگه می شه یه پرنده بمونه بی آب و دونه

مگه می شه که قناری توی بغض آواز بخونه

 اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم

که تو بغض و گریه هاشم میگه میخوام با تو باشم

مگه میشه که ستاره توی آسمون نباشه

یا گلی به خاطراتم عطر یاد تو نپاشه

 اگه تو بری ز پیشم من همون ستاره می شم

که تو هفتا آسمونم نمی خوام بی تو بمونم

 مگه می شه ماهیا رو بگیریم از آب چشمه

 یا گلای باغ عشقو بزاریم یه عمری تشنه

 اگه تو بری ز پیشم من همون ماهیه می شم

که بدون آب و دریا میمیرم بی کس و تنها

+نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت15:42توسط من و تو | |

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت15:36توسط من و تو | |

                     

قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی دوست دارم يه عالمه

 

 

يك بار خواب ديدن تو...

 به تمام عمر مي‌ارزد

 پس نگو...

 نگو

 که روياي دور از دسترس،

 خوش نيست...

 قبول ندارم

 گرچه به ظاهر جسم خسته است

 ولي دل دريايست...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت16:56توسط من و تو | |

 

 

آرزومه که یه لحظه روبروی من به ایستی

آخــــــــه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خــــــــــــــــــیال کن آدمای همه دنیا توی شهره

توی شهر بــــــــــــــــــــــی تو اما دل من با همه قهره

توی شهری که تـــــــــــــــــو نیستی همه جا رو غم گرفته

هر کجا رفتی صدام کن عزیــــــــــــــــــــــــــــــزم دلم گرفته

شدم اون غریبه ای که تــــــــــــــــــــــــــــــــــو نباشی نمی ارزه

دارم از نفس می افتم مثه یه گیاه هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرزه

 

+نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت9:20توسط من و تو | |

            رفيق من سنگ صبور غمهام
                                       به ديدنم بيا كه خيلي تنهام
            هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم
                                       چه دنياي رو به زوالي دارم
            مجنونم و دل زده از ليليا
                                       خيلي دلم گرفته از خيليا

                                    

+نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت1:11توسط من و تو | |

 

ادمک آخر دنیاست بخند

ادمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

 شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن فکر تو ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست

تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه  که یادت دادیم

پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه ی آغاز نخوان

به خدا اخر دنیاست بخند

 

 خداوندا کفر نمی گویم ......پریشانم.....چه می خواهی تو از جانم............بدون آنکه خود خواهم مرا اسیر زندگی کردی ............خداوندا........تومسئولی ......خداوندا.........تو خود می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است............چه رنجی می کشد آنکه انسان است و از احساس سرشار است............خداوندا تو تنهایی و من تنهای تنهایم .............تو یکتایی و بی همتا.......ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا فقط تنهای تنهایم

+نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت15:15توسط من و تو | |